دانی که چرا چوب شود قسمتش آتش؟

بی حرمتی اش بر لب و دندان حسین است!

دانی که چرا آب فرات هست گل آلود ؟

شرمندگی اش از لب عطشان حسین است!

دانی که چرا خانه حق گشته سیه پوش

یعنی که خدا نیز عزادار حسین است!!!

السلام علی الحسین....


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1391 | ساعت21:54 | توسط secret |





۱۹ سالش بود رفات جبهه 

 توی یکی از عملیات ها ترکش خورد به نخاعش
حالا نزدیک به 27 ساله که روی تخت به این صورت خوابیده گاهی پهلو به پهلوش می کنند
دیروزدیگه نوشتن:
جانبازِ شـهیـد
...

روحت شاد قهرمان

  


+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1391 | ساعت17:36 | توسط secret |





بهترین و ارزنده ترین خصلت ها : انجام کارهای نیک، فریاد رسی بیچارگان و بر آوردن آرزوی آرزومندان است..(امام رضا (ع))

میلاد امام رضا (ع) بر شما مبارک..

زائری   بارانی ام    ،  آقا  به  دادم  می رسی؟

بی پناهم خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی؟

گر  چه   آهو   نیستم   اما   پر   از    دلتنگی ام

ضامن   چشمان   آهوها  ، به   دادم  می رسی؟

از   کبوترها   که   می پرسم  نشانم    می دهند 

گنبد و   گلدسته هایت  را ،  به  دادم می رسی؟ 

ماهی     افتاده   بر   خاکم    لبالب     تشنگی 

پهنه    آبی ترین    دریا  ،  به   دادم   می رسی؟

من   دخیل  التماسم  را به   چشمت   بسته ام

هفتمین    دردانه    زهرا   ، به دادم  می رسی؟


+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1391 | ساعت19:53 | توسط secret |





شهید ناهید فاتحی کرجو متولد سال ۱۳۴۴ در سن ۱۷ سالگی یعنی سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید..

 

اوایل زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مركزی شهر سنندج مراجعه كرد. اما از ساعت مراجعتش خیلی گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش می رود و بعد از ساعت ها پرس وجو پیدایش نمی كند. خبری از ناهید نبود! انگار كه اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهید در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهایی همه جا دنبال او می گشت.

تا اینكه بالاخره از چند نفر كه ناهید رامی شناختند و او را آن روز دیده بودند شنید كه: چهارنفر، ناهید را دوره كرده، به زور سوار مینی بوس كردند و بردند!

بعد از ربوده شدن ناهید، خانواده او مرتب مورد تهدید قرار می گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه می فرستادند كه: اگر بازهم با سپاه و پیشمرگان انقلاب همكاری كنید، بقیه بچه هایتان را هم می كشیم.

چندماهی بعد خبری در شهر پیچید كه دختری را در روستاهای كردستان با دستانی بسته و سری تراشیده به جرم اینكه «این جاسوس خمینی است!» می چرخاندند. این خبر در مدت كوتاهی همه جا پخش شد و نگرانی های مادر را به یقین تبدیل كرد. او خود ناهید بود. این ویژگی كه برای كومله و ضدانقلاب اتهام بود برای ناهید افتخار محسوب می شد.

یك روستایی دیده های خود را از آن اتفاق این گونه تعریف می كند: «آنها سردختری را تراشیده بودند و او را در روستا می گرداندند. كومله ها به آن دختر نوجوان می گفتند: آزادت نمی كنیم مگر اینكه به خمینی توهین كنی!»

اما بصیرت، ایمان، شجاعت و انگیزه های معنوی توامان با شناخت اهداف انقلاب اسلامی این دختر نوجوان دلیر، شیربچه كردستان رابر آن داشت كه جان فدای آرمان كرده و هرگز علیه امام و رهبر خود زبان باز نكند.

... 11 ماه از ربوده شدن او می گذشت كه پیكر مجروح و كبودش را با سری شكسته و تراشیده در سنگلاخ های اطراف روستای هشمیز پیدا كردند.

وقتی پیكر مجروح و بی جان او را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسیار بی تابی می كرد سیده خانم كه خود زنی قوی و سرپرست خانواده بود چندین بار از هوش رفت.

مادر این شهییده عزیز تاب زندگی  بدون دختر خویش را نیاورد و از غم و اندوه فراوان بیمار شد و از دنیا رفت...

و اما اصل مطلب ...

امروز روز ولادت حضرت معصومه و روز دختر میباشد...این مطلب رو به این دلیل در این روز گذاشتم که دختران بدانند که اگر امروز راحت و آسوده و با امنیت در جامعه قدم میزنند به خاطر از بین رفتن و ریختن خون این شهیدان میباشد...زنده به گور شدن دختر آن هم نه در سن نوزادی بلکه در سن ۱۷ سالگی که همه چیز را درک میکند حتی فکرش تن آدم را میلرزاند...

یادش گرامی و

روزتان مبارک


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391 | ساعت6:15 | توسط secret |





 اهانت به حضرت رسول فقط در زمان زندگی ایشان نبود بلکه همچنان ادامه دارد...

 


+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 | ساعت12:46 | توسط secret |





سلااااااااااااام. عیدتون مبارک...وطاعات و عباداتتون قبول

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد وصد حیف که آن رفت

امیدوارم در نماز قشنگ عیدفطر ما رو هم دعا کنید..

من که دیگه حالا حالاها دل و دماغ گذاشتن مطلب جدید رو ندارم یعنی یه جورایی گرفتارم و....برام دعا کنید...امیدوارم مثل ایام این ماه همیشه به خدا نزدیک باشید و اونو حس کنید.

مواظب خوبیهاتون باشید.

یا حق


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 | ساعت7:46 | توسط secret |





سلام طاعاتتون قبول

خب شبهای قدر هم تموم شد و انجام مجدد گناهامون شروع شد...این که از دیشب تا حالا  که هنوز یک شب هم نگذشته چندتا گناه انجام دادیم بماند..

بگذریم ما ه رمضان هم داره تموم میشه همه مهمونی ها که میخواد تموم بشه آدم حس غریبی داره چه برسه به مهمونی خدا که ...

واقعا میشد خدا رو تو این ماه حس کرد  چون تو این ماه بخاطر روزه بودنمون هم که میشد کمتر گناه میکردیم..

سفره ای که خدا در این ماه برای بنده هاش گسترده حد واندازه نداره توش پر از کرم و معرفته پر از فرصته..

کریم اهل بیت هم با تولدش تو این ماه کرامت این ماه رو بیشتر کرد..شبهای قدر فرصتی بود برای شرمندگی ما از گناهامون و شهادت امیرمون اون هم در شب قدر این شرمندگی رو بیشتر کرد..

ما که نتونستیم از این فرصت درست استفاده کنیم خوش بحال شمایی که واقعا قدر دونستید.

خدایا خیلی مهربونی...تو این ماه ثواب عبادتمون چند برار بود..خوابمون عبادت بود...نماز بدون توجهمون قبول درگاه حق بود..

روز حساب شک ندارم همه مارو میبخشی ولی تو مارو ببخشی و ما از آتش جهنم نجات پیدا کنیم...از درد شرمندگی خودمون در برابر کرمت چه کنیم!

اگه این روز های اخر از تموم شدن این ماه ناراتی خوش بحالت چون میگن چنین آدمایی خیلی از این ماه استفاده کردند.

ما رو هم دعا کنید.

دعای وداع با ماه رمضان رو در روز آخر حتما بخونید خیلی قشنگه ..

 

" در روز حساب  که نامه اعمال گنهکار را پیچیدند و خدا به فرشتگانش فرمود او را به جهنم ببرید..بند ه گنهکار شرمگین بازگشت و به سمت خدا نگاه کرد..خدا دستور داد برگردید و او را به بهشت ببرید ...وقتی فرشتگان دلیل این کا ر را پرسیدند..خدا فرمود در حالی که او را به جهنم میبردید برگشت ومرا نگاه کرد یعنی اوهنوز  به من امید داشت..

                 یاحق


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 | ساعت12:23 | توسط secret |





روزی فرزند بیرحمی برای آسوده شدن از مادرش دست و پای مادر خود را بسته و به سمت چاه می بردو مادرش را در جاه می اندازد بعد از چند روز به کنار چاه می اید تا ببیند مادر زنده است یا خیر..

مادر متوجه حضور فرزندش میشود در حالی که رمقی نداشته آرام میگوید:پسرم مراقب باش در چاه نیفتیی.


این مهربانی و محبت رو کی دردل مادر قرارداده؟؟؟؟خب معلومه خدا ذره ای از مهربانی خودشو در دل مادرقرار داده  پس  نا امید نباشید خدا منتظر ماست که مارو به آغوش بگیره خدا از مادر هم مهربونتره ...فقط یه شب دیگه مونده به مهرش رجوع کنیم ..یه شب قدر دیگه شاید برای شناختن قدر خودمون و خدای مهربونمون مونده..نا امید نباش ..

التماس دعا


+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1391 | ساعت4:45 | توسط secret |






.

شب عفو است و محتاج دعایم ،       زعمق دل دعایی کن برایم

اگر امشب به معشوقت رسیدی ،        خدا را در میان اشک دیدی

کمی هم نزد او یادی زما کن ،            کمی هم جای ما او را صدا کن

بگو یارب فلانی رو سیاه است ،        دو دستش خالی و غرق گناه است . . .

.


سلام بر فاطمه الزهرا ...سلام بر حسن (ع) و سلام بر حسین(ع) وسلام بر مصیبت دوباره حضرت زینب و....سلام بر شما امیر شیعیان امیرالمونین

هر چی فکر میکنم میبینم چقدر دل میخواد ...

ماه: رمضان

مناسبت:شب قدر

زمان:سحرگاه(زمان استجابت دعا)

مکان:مسجد

حالت:سجده(نزدیک ترین حالت بنده به خدا)

ماموریت:کشتن مولا

بنظرتون دل نمیخواد؟؟؟؟؟؟

اصل مطلب:

علی جان ، شب شب قدره ! اسم ما هم شیعه است شیعه یعنی پیروی از شما یعنی عشق به شماولی قول نمیدیم کوفی نباشیم!

علی جان ما هم نماز میخونیم هم روزه میگیریم از شیعه بودن هم فقط همین رو میدونیم..شرمندتیم

ای کاش به حق این شب عزیز زنده  نباشیم اگه قرار باشه ما هم کوفی باشیم اگه قرار باشه دشمن امام عصرمون باشیم.

ما که بی غیرتیم و بی وجدان..تا دلت بخواد تو نامه ی اعمالمون از شب قدر سال پیش تا امشب گناه نوشته شده...مطمین باش نه شرمنده میشیم نه وجدان درد میگیریم،فقط یه سروری هست که بجای ما شرمنده گناهامون میشه و بجای ما طلب بخشش میکنه و بجای ما تا صبح اشک میریزه.

ما هم خودمون امشب یا در خواب سیر میکنیم یا با دوستان دور هم جمع میشیم یا اگه دعایی هم بکنیم برای حل گره و مشکلاتمون.

کمک کن علی جان بحق این شب عزیز آبروی  نام شیعه رو حفظ کنیم کمک کن وقتی میگیم اللهم عجل لولیک الفرج لفظی نباشه !میگند حسین (ع) را منتظرانش کشتند ...کمک ما همچین منتظری نباشیم.

شبهای شهادتتون که میشه یه حسی هست که آدم روش نمیشه حاجت بخواد ...

فقط خواهش میکنم ما رو ببخش که اسمون شیعه است ولی اعمالمون...

ببخش که امشب باعث اشک ریختن امام زمانمون میشیم..

شرمنده ایم

شرمنده...

                                                                              التماس دعا


+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1391 | ساعت5:39 | توسط secret |






سلام عشقم...شما همتون کریم هستید ولی لقب کریم اهل بیت به شما نسبت داده شده چون از بقیه کریمتر هستید...خیلی دوستت دارم.به حق مادرت فاطمه زهرا دست ما رو هم گیر بلکه گوشه ای از کرامت شما نصیب ما هم بشه.


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1391 | ساعت6:53 | توسط secret |





کاش در این رمضان لایق دیدار شویم...


تا سحری با نظر لطف تو بیدار شویم...


کاش که منت بگذاری به سرمان مهدی جان


تا که هم سفره تو لحظه افطار شویم...


+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1391 | ساعت4:54 | توسط secret |





·  خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتربخوان

بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیاراه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر ورو به آسمان کن وبگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

!

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

!

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

!

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

!

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است...ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

!

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

خدایادوست دارم♥
...

Top of Form

 

او منتظر است...دنبال کوچکترین بهانه میگردد تا تو را در آغوش بگیرد ..قدر بدان و از این مهمانی حداکثر استفاده را کن..

یک عمر گناه کردیم و اطاعتش نکردیم باز هم همراهمان بود و عاشقمان..ببین اگر اطاعتش کنیم چه میکند.

التماس دعا



+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1391 | ساعت10:54 | توسط secret |





۱۳۷۰سال است که مردی دنبال ۳۱۳ مرد میگردد،چقدر مرد شدن زمان میبرد!...


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 | ساعت6:45 | توسط secret |





سلام دوستان

 چند وقتیه به یه موضوعی بدجور فکر میکنم. آخه اینم شیوه تربیته ما داریم..هیچی از عاداتمون خوب نیست اینم روش..آخه یعنی چی!

به بچه میگیم اگه فلان کار رو بکنی خدا میبردت جهنم..اگه فلان کارو بکنی خدا تو جهنم میسوزوندت...

بعد از طرف دیگه هی تو گوشش میکنیم که خدا انقدر مهربونه و...

درسته ،بچه ها باید نسبت به جهنم وبهشت اطلاع داشته باشند ولی نه اینجوری...همین کار ها رو میکنیم که اونوقت که بزرگ میشند میگند ما خدایی رو میخوایم که که بخاطر گناهامون جهنم نبره مارو،ویا کلی شبه دیگه در همین مورد

آقایون خانوما اگه بزرگ شد وبه این نتیجه رسید محاله برگرده و ...

خب بهتره از همون اول بیشتر از خوبی وحرفای مثبت براشون بگیم نه این حرفای منفی!خداییش ایمان کشورهای غرب و کشورهای غیر مسلمون به خدا بیشتره یا ما که ادعای مسلمونیون میشه؟

آخه تو شعرهایی که به بچه هامونم میگیم پر از نقضه!مثلا میگیم تاب ،تاب، تاب بازی خدا منو نندازی!بعد از یه طرف به بچه میگیم خدا محافظ ماست و هیچ وقت به ما بدی نمیکنه..خب بهتر نیست شعر رو اینجوری بگیم:تاب تاب تاب بازی خدای من چه نازی و..

ما تو ذهنمون از خدا فقط یه غول ساختیم،من یک کتابی خوندم اگه بخونید متوجه میشید خدا چقدر مهربونه وبیشتر از  اون چیزی که فکر کنیم تو زندگی بهمون کمک میکنه !اگه خدا میگه فلان کار رو بکن فلان کار رو نکن بخاطر خودمونه،چون اون کارهایی که میگه انجام بده باعث رشد روحمون میشه

...

امیدوارم در کل منظور منو فهمیده باشید

 

 


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391 | ساعت5:50 | توسط secret |





یک عمر تو زخم های ما را بستی..

هر روز کشیدی به  سر ما دستی ...

شعبان که به نیمه میرسد آقا جان...

ما تازه به یادمان می آید هستی...

نیمه شعبان برای خودش شبه قدریست...شب زنده داران ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید که سخت محتاجیم..


+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1391 | ساعت11:28 | توسط secret |





سلااااااااااااااااااام...عجب هفته ای داریم این هفته ...میلاد عشقه تولد عشقه اصلا روز عشق تو راهه...

همه بچه هییتی ها الان سرشون حسابی شلوووووووغ مشغول کارای جشنند..یه نکته بگم از زبان حاج آقا قرایتی این روزا سعی کنید تو کارای جشن اسراف نکنید زیادی شلوغ وسر وصدا هم نکنید که حق الناس بشه تازه علاوه بر ثواب جشن یه گناه اونم از نوع حق ااناس مرتکب بشیدا...

یادش بخیر اووون روزا برای نیمه شعبان چه مراسم هایی داشتیم شب تا صبح شکلات بسته بندی میکردیم ...الان دو سه ساله که از اون مراسم مسجدمون هیچ خبری نیست . . . یادش بخیر

دوستان التماس دعا یرای من خیلی دعا کنید.


+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1391 | ساعت14:24 | توسط secret |





لطفا حرمت این وبلاگ رو نگه دارید(اگه غیرت دارید)


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1391 | ساعت15:33 | توسط secret |





سلااااااااااااااااام

امروز تو یه سایتی که اسمشو نمیگم یه چیزی اعصابم رو خیلی خورد کرد ...

از دو سه نفری که میشناختمشون سوال شده بود که اگه خدا الان جلوی چشمات ظاهر بشه بهش چی میگی؟

این بیمعرفتا چه جوابی داده بودن!

گفتن به خدا میگیم:خدایا فقط به خاطر یه سیب؟....

حالا بهتره یه کم جمله رو برعکس کنیم!

بنده ی من فقط بخاطرسیب؟

آخه بیمعرفت خدا که تو بهشت این همه نعمت بهت داد فقط گفت از اون درخت استفاده نکن،تو چی ازت کم میشد به حرف خدا گوش میدادی از اون همه نعمت بهره مند میشدی خب اون سیب رو بیخیال میشدی...حتما باید از فرمان خدا سرکشی میکردی...والا الان نه تنها از گناهامون شرممون نمیشه تازه بیشتر روز به روز پر رو تر میشیم...خدایا عجب صبری داری..


+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1391 | ساعت18:44 | توسط secret |





سلااااااااااااااااااااام

عیدتون مبارک!

کدوم عید؟ بابا سه تا عید داریم چهارمیشم تو راهه..

اولیش که امروزه :میلاد امام حسین (ع)

دومیش که فرداست: حضرت ابوالفضل العباس(ع)

سومیش که پسفرداست:تولد امام سجاد (ع)

چهارمیش هم که عشقه و در راهه :میلاد حضرت ولیعصر(عج)

حالا بگذریم

من به امروز خیلی ارادت دارم . پارسال به این موقع ها تو زیارتگاه علامه مجلسی بودیم.امسال هم اگه خدا بخواد میریم زیارت شاه عبدالعظیم انشالله  سال دیگه هم مشهد باشیم  و سال بعدش هم کربلا و پا بوس خودش

ذکر امشب و فردا: یا کاشف الکرب ان وجه الحسین اکشف الکربی به حق اخیک الحسین علیه السلام(۱۳۳مرتبه)

 


+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1391 | ساعت13:18 | توسط secret |






.......

این سه روز قدردانی هم تمام شد..یک فرصت بود...برای بازگشت

معتکفین طاعاتتون قبول 


+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 | ساعت12:56 | توسط secret |





این الرجبیون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1391 | ساعت15:47 | توسط secret |

ادامه مطلب




اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد...

پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.

لیلة الرغائب نزدیک است رجبیون:

التماس دعای فراوان


+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1391 | ساعت16:56 | توسط secret |





سلام به همه ی دوستای گلم

من امروز جواب یه سوالی رو گرفتم !سوال که نه در واقع یه جور شبهه!

شبهه اینه که بعضی از اهل تسنن میگند وقتی ما به امامان و ..متوسل میشیم این یه جور شرکه و ما باید حتما به خود خداوند متوسل شویم ...در واقع توسل به امامان و پیامبران را نوعی مرده پرستی میدانند! از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون که من خودمم با خودم میگفتم واقغا نکنه این راست باشه؟!

 


+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391 | ساعت22:46 | توسط secret |

ادامه مطلب




ترجیح میدم اسم این شهید عزیز رو نگم..

حدود هجده -بیست سال که سن داشت موقع اذان روی ایوان خانه شان بلند اذان میگفت .. همیشه با خواهرها وبرادرهاش شوخی میکرد و همیشه هم سفارش میکرد قرآن بخونید آن هم با معنی...


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 | ساعت13:41 | توسط secret |

ادامه مطلب




 

 

   امام رضا خیلی باحالی .خودت خوب میدونی چرا!!!

عاشقتم


+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 | ساعت9:45 | توسط secret |





آیا میدانید دلیل اینکه شما الان با آرامش و امنیت کامل ، این متن رو میخونی

از جان گذشتگی هزاران شهید است که فراموششان کردیم  ؟

...شهدا شرمنده ایم...

.


+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 | ساعت21:57 | توسط secret |





روزگاریست که شیطان فریاد میزند آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد...

دیگه تو این دوره زمونه کو آدم...کو آدمهای گذشته ...که مال نه! خونواده نه!

 جونشون رو بذارند در راه کشورشون ... انقدر توی این لجن زار مشغول

شدیم که اصلا فراموش کردیم که امنیتمون رو مفت گیر نیاوردیم ،تازه

 

ادعامون  هم میشه...امان از آدمهای پر ادعا


...


+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 | ساعت17:47 | توسط secret |






+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 | ساعت11:13 | توسط secret |

ادامه مطلب




گر چه پشت لبش تازه سبز شده بود اما کاری که کرد نشون داد که دلش خیلی وقته که سبزه. یوسف یه دایی داشت.....


+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 | ساعت21:11 | توسط secret |

ادامه مطلب





شيرعلي در سال 1327 در محله کوشک توام شيراز از توابع استان فارس در خانوادهاي متدين چشم به جهان گشود ، او تحصيلات کلاسيک خود را تا پايان سال ششم ابتدايي به پايان رساند . سپس وارد حوزه علميه شد ، تا روح تشنهاش را در مکتب اسلام سيراب نمايد ....


+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 | ساعت12:59 | توسط secret |

ادامه مطلب